عقاید یک دلقک

عقاید یک دلقک
 
 نوشته هاینریش بل
ترجمه محمد اسماعیل زاده
کتاب در ارتباط با پسری به اسم شنیر از یک خانواده پولدار آلمانی است که به شغل دلقکی روی می آورد و با دختری مذهبی به اسم ماری که عاشق او بوده زندگی می کرده است . اما بعد از مدتی ماری به علت سخنان دوستان کاتولیکش و کشش مذهبی و احساس گناه –به دلیل اینکه در جوانی با هم فرار کرده بوده اند- از او جدا شده و با یک مرد کاتولیک ازدواج می کند . این موضوع تمام زندگی هنری شنیر را نابود می کند و بسیار فقیر می شود . سعی می کند به آشنایانش تلفن بزند و به این ترتیب خاطرات گذشته را مرور می کند .
شنیر دچار افسردگی شده و مرض‌های همیشگی‌اش، مالیخولیا و سردرد تشدید یافته. از این رو برای تسکین آلام خود به مشروب رو آورده‌است. به قول خودش «دلقکی که به مشروب روی بیاورد، زودتر از یک شیروانی ساز مست سقوط می‌کند». فقط دو چیز این دردها را تسکین می‌دهند: مشروب و ماری. مشروب یک تسکین موقتیست ولی ماری نه. ولی او رفته.
او بعد از افتضاحی که در یکی از نمایش‌هایش به وجود می‌آورد و پایش را مصدوم می‌کند، به محل زندگی‌اش باز می‌گردد. به این دلیل که او آدم ولخرجی است دیگر حتی یک پنی هم برایش نمانده. به همین دلیل دفترچه تلفنش را باز می‌کند و شروع به تماس با آشنایان می‌گیرد. در این میان بارها به گذشته می‌رود و خاطراتش را می‌گوید.

"هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت ، باید آنها را همانگونه که یک بار اتفاق افتاده اند فقط تنها به خاطر آورد. "






 



 


 

نظر بازدید کنندگان

نظر خودتان را با ما و دیگران به اشتراک بگذارید


   

کلیه حقوق این سایت متعلق به . موسسه فرهنگی آموزشی زبانسرا آنلاین است.